انتظاری بی فرجام

دلم آرامشی قریب الوقوع میخواهد، دلی لبریز مهربانی و پرخضوع میخواهد

دلم نگاهی مهربان و نجیب میخواهد، زین روزهای تلخ تنها لبخندی زمهر نصیب میخواهد

دلم دریغا یک عشق غریب میخواهد، کلامی معطر به عطر سیب میخواهد

دلم کمی این و کمی بیش میخواهد، در این غربت و بی کسی محرم و خویش میخواهد

دلم شاید در گمانت که بسیار میخواهد، گناه دلم چیست وقتی دگربار میخواهد

دلم در تمام لحظه ها ابرهایش بارانیست، که فرجام دلی که گشت عاشق ویرانیست....


آرامش واژه ای غریب که در غربت لحظه ها سخت به آن محتاجم، دگر بار میوزد باد و من اسیر دریای مواجم، آرامش این روزها به گمانم دورازدسترس است، تمام لحظه هایم پژمرد و درمانش تنها درنگ یک کس است، کسی که زود برگهای خاطرات را به نیستی سپرد، زمن دل گرفت و بار درد را بر دلم سپرد، کاش میشد لحظه هایی چو شمع خاموش شد، برای یک دقیقه یا کمی بیش مست خیال یک آغوش شد...

*****

پیوست: گاهی آرزو میکنم مثل تلفن که میشه خاموشش کرد یا از پریز کشیدش همه درها رو ببندم و بنویسم این دل تا اطلاع ثانوی خاموش است لطفا دق الباب نکنید...

/ 23 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهگذر..

یاد گرفتـــه ام انسان مدرنی باشــــم و هــر بار که دلتنگ میشــــوم بـه جای بغض و اشک تنهـــا به این جملـــه اکتفــا کنـــم کــه هوای بـــد ایــن روزهــا آدم را افسرده میکنـد ..! . . . خیلی قشنگ بود.....

parastoo

بچه که بودیم ؛ جاده ها خراب بود ، نیمکت مدرسه ها خراب بود ، شیرای آب خراب بود ! زنگای در خونه ها خراب بود ؛ ولی آدما سالم بودن . . .

A.K

«دلم گرفته برایت»زبان سادهء عشق است سلیس و ساده بگویم،دلم گرفته برایت...

A.K

اگه سقف زندگیم ترک نداشت عاشق بارون میشدم...

A.K

پیراهنت در باد تکان میخورد و این تنها پیرهنی ست که دوستش دارم...

Rain boy

مـــرد چـيزي داره بـــه نــام غـرور بـرا هـمـيـن هـمه فــکـر مــي کـنـن دلـِش اَز سَنـگ وَگـــرنــــه.... هــزار بــار بيـشـتـر از زَن بــه اِحـســاس و نــوازِش نــياز داره بــاوَر نــداري؟؟؟ آهـنـگـي غمــگــيـن تــَر اَز صــداي گــريــه ي مـرد سـراغ داري؟ ...

parastoo

وقتـــی دو نفـــر از هـــم جـــدا میشـــن .... دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن ؛ چون به قلب همدیگه زخم زدن ! نمیتونن دشمن همدیگه باشن ؛ چون زمانی همو دوستـــ داشتن تنها میتونن آشنا ترین غریبه برای همدیگه باشن ...!

parastoo

زندگی با صدا شروع میشه، بیصدا تموم میشه... عشق با ترس شروع میشه، با اشک تموم میشه... دوستی خوب، هر جایی میتونه شروع بشه، اما هیچ جا تموم نمیشه!!

A.K

آنچه چشمان تو با شعر معاصر ميكند ويس با ديوان فخرالدين گرگاني نكرد...

سميرا

سلام وبلاگنون عاليه با اجازتون چند تا از مطالبتونو برداشتم