سایه به سایه با تو

در صبحی روشن ترا تصویر میکنم

به خیالم رویای نیمه شب را تعبیر میکنم

در رقص گیسوان خورشید، دل را با تو تقدیس میکنم

دل بیرنگ و رویم را با زلال نگاهت تسلیس میکنم

با لبخند خورشید میخندم و در دیدن لبخندت تعجیل میکنم

گاه میگریم و غم نبودنت را با اشک تسهیل میکنم

در نیم روز سایه ات را در کنار سایه ام ترسیم میکنم

سایه شکسته ام را در آغوش سایه ات ترمیم میکنم

در وقت عصر با تو خورشید را به ماندن ترغیب میکنم

سایه به سایه رد نگاهت را تعقیب میکنم

به وقت شب نفسهای سنگین را به دلم تحمیل میکنم

به کورسوی دیدار دوباره ات بذر امید را در دلم تلقیح میکنم

در خواب عشقت را به خواب تمثیل میکنم

سقوط از بهشت بودنت را با این حس تعدیل میکنم

*****

این روزها در هرگوشه ای ترا میبینم، از دیدنت نفس از سر میگیرم، این روزها حس میکنم غریبتر از همیشه ام، چون علفی هرز در میان انبوه گیاهان بیشه ام...

/ 34 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوسن

دلهای پاک گناه نمیکنن سادگی میکنن ، امروزسادگی پاکترین گناه دنیاست

Alireza

وب توپی داری عزیز

سوسن

و شعری با تب سوزان،... و آن تنهایی برگی... که افتد از سر شاخه... و جان بخشد نگاهم را،.... دلم آواز میخواهد،... هزاران شعر ناخوانده... هزاران حس جامانده... و یک دریا پر از باران... که مانده در دل مژگان،... دلم آغاز میخواهد... دلم پرواز میخواهد...!

سوسن

انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ می رود دست دلم می لرزد... اما به خواجه می سپارم تا امید را از دلم نگیرد... دلم می خواهد همیشه بگوید: یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور...

آسمان هفتم

گناه شوم است[تشویش] اَلذَّنبُ شومٌ عَلى غَيرِ فاعِلِهِ اِن عَيَّرَهُ ابتُلِىَ بِهِ وَ اِن اَغتابَهُ أَثِمَ وَ اِن رَضىَ بِهِ شارَكَهُ گناه برای كسی هم كه آن را انجام نداده شوم است: اگر گناهكار را سرزنش كند به آن مبتلا می شود . اگر غيبتش را بكند گناه كرده و اگر راضی به آن گناه باشد در گناه او شريك شده نهج الفصاحه، حدیث 1623

باران

مـــــرور می کنـم خاطـــراتمـــان را امـّــــا مگـــر کـپـــی برابـر اصـــل میشـــود ! دلم تنگ شده برایت . . .

سوسن

امشب بغض تنهایی من دوباره می شکند ... چشمانم بس که باریده دیگر حتی تحمل نور مهتاب را ندارد ... آخ که چقدر تنهایم ... دل بیچاره ام بس که سنگ صبورم بوده خرد شده و انگشتانم بس که برایت نوشته خسته شده است ... رو به روی آینه نشسته ام آیا این منم ؟ شکسته .... پیرتنها.... تو با من چه کردی ؟ شاید این آخری زمزمه های دلتنگی ام باشد و دیگر هیچ نخواهم گفت ...

سوسن

عترت آمد از آیینه ام کیست در غار حرای سینه ام رگ رگم پیغام احمد می دهد سینه ام بوی محمد می دهد سلام میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) بر شما تهنیت باد