زنجیر عشق

 

هر شب مست نگاه خمار توام، در پرواز خیالم باز درکنار توام

هر روز در حسرت شکستن حصار توام، در آرزوی وصل بیقرار توام

هر شب خود حزین اما غمگسار توام، در اوج بی کسی همراز و یار توام

هر روز در جستجوی سایه سار توام، در راه عشق، تا عمق جان ماندگار توام

هر شب شیفته نگاه رنجور اما بردبار توام، تنها با سکوت در تلاش شکستن روزهای دشوار توام

هر روز غرق ترسیم لبخندهای پربار توام، لحظه ها در خیال در حال تکرار خاطرات بسیار توام

هر شب خیره بر دوردست، در انتظار توام،‌ آخر من تا ابد در زنجیر عشق پایدار توام.

×××××

زندگی رویا نیست، انتظار برای رسیدن فردا نیست،‌ زندگی در لحظه اکنون است،‌ درک عشق در نگاه مجنون است.

پیوست: هرگونه استفاده و کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون اطلاع صاحب وبلاگ پیگرد قانونی دارد.

/ 55 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

اشك يعني صيقل روح و روان شعله هاي عشق در قلب و زبان اشك يعني يك جهان دلدادگي گم شدن درجاري واماندگي اشك يعني گل درون يك كوير خنده هاي شاه بي تخت وسرير اشك يعني سجده هاي نيمه شب پركشيدن اززمين درحال تب اشك يعني ناله ني درفراق شاخه خشكيده اي دركوچه باغ اشك يعني سوزبي ياورشدن درغريبي مردن و پرپرشدن اشك معناي تمام غصه هاست حاصل پژمردن وضربت زدن برغنچه هاست اشك معناي تمام لحظه هاست نغمه تاريكي ونابودي عاطفه هاست

بیقرار

خسته ام... از صبوری خسته ام... از فریادهایی كه در گلویم خفه ماند... از اشك هایی كه قاه قاه خنده شد... و از حرف هایی كه زنده به گور گشت در گورستان دلم آسان نیست در پس خنده های مصنوعی گریه های دلت را ، در بی پناهیت در پشت هزاران دروغ پنهان کنی . . . این روزها معنی را از زندگی حذف کرده ام ... برایم فرق نمی کند روزهایم را چگونه قربانی کنم....!

نسرین

سلام خوبید؟ ممنون از حضورت آپ نمی کنید؟ [لبخند]

Rain boy

مهـــم نیسـت خســـته ام ... مهـــم اینــــه کــه بــاد ، بــارون ، آسمـــون مــال منـــه مهـــم نیســت کــه غمگــــینم... مهــــم اینـــه کــه الان پـر از تجـــربه ام مهــــم نیســت یـه دونـه غصـــه دارم... مهـــم اینـــه یـه عالمـــه بهـــانه دارم واســه خنـدیـدن مهــــم نیســت دلـــم شکســته... مهــــم اینـــه خدا درون دلهــای شکسته اســت مهــــم نیســت شکســــــتـم... مهـــم اینـــه کـه حـــالا آمــاده ی موفقیـــتم

بیقرار

گوسفند شده ام باور نمی کنی !؟ به مانند گوشت قربانی هر کس گوشه ایی از من را می کشد و هر کس خود را مالکی از احساسم می داند ... من هم چون گوسفند آنگونه که به چاقوی سلاخ می نگرد ساده و بی آلایش سلاخیم را نگاه می کنم ... و پوزخند میزنم گوسفند شده ام باور نمی کنی !؟ ...

بیقرار

مدتهاست که میخواهم خاطرات خود را محو کنم اما نمیتوانم مانده ام....چه کنم ؟؟؟ با کدامین رنگ ؟؟ رنگِی روشن برای شادیم یـــــا رنگی تیره برای ناراحتیم...مثل رنگِ سیاه حسرت

پرسپولیسی

سلام عزیز دلم با این نوشته خوشگل دل ما رو بردی که.... وای چه عکسی هم گذاشتی... حال "دل " منه! "در دام غمت چو مرغ وحشی /می پیچم و سخت می شود دام"[گل]

Rain boy

سلام. اپم. هروقت تونستی بهم یه سر بزن. [گل]

رضا

زندگی زیباست ... و هر روزش آغازی دوباره ،برای استفاده از فرصت ها و جبران گذشته... زندگی زیباست ...به سادگی و لطافت شبنمی نشسته بر برگی سبز ...و با اندکی زبری به زبری حاشیه های برگ گل رُز...اما با دور نمایی زیبا و فراموش نشدنی،با صحنه های رنگارنگ و دل نشینش ...بی سایه، بی غم... با اندکی پستی و بلندی ...کسی چه می داند ؟همیشه آنگونه که میخواهیم نیست ...و هرچه میخواهیم به دست نمی آید ... مشکل همیشه هست،نگاه ماست که به آن قیمت و تخفیف می دهد،باید دید و نگرش عوض شود.نگاه کردن از قابی دیگر به زندگی هم جذابیت و سودمندی اثر بخشی را برایمان به ارمغان می آورد.این راهیست برای غلبه بر مشکلات و نهایت پیروزی و شادکامی... و خوبی و نیکی کردن را فراموش نکنیم .آری اینگونه است رسیدن به اوج... باید بخواهیم نهراسیم بتوانیم ببینیم تلاش کنیم فردا را بخواهیم از گذشته به جز تجربیاتش مابقی را دور ریزیم... آری،زندگی با همه سختی ها و مشکلاتش باز هم زیباست،رنگارنگ و شیرین...

شکوفه

دعا می کنم روزهایت به درخشندگی خورشید و شب هایت به تابندگی ماه باشد.