در جستجوی تو

 

من در جستجویت به ناکجا رسیده ام؛ به حریم امن رویا رسیده ام

من در جستجویت به هرسو دویده ام؛ از صدایت به عرش رسیده ام

من در جستجویت هزار بار شکسته ام؛‌ زخود، زدنیا گسسته ام

من در جستجویت سوخته ام؛‌ جز ترا دیدن میل به هر چه بود بسته ام

من در جستجویت چه رنجها کشیده ام؛‌ چه شبها که بر خود لرزیده ام

من در جستجویت به خود رسیده ام؛‌ از شبهای تاریک بازهم گذشته ام

من در جستجویت باز به تو رسیده ام؛ با نگاهت نفس کشیده ام.

هرگونه استفاده و کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون اطلاع صاحب وبلاگ پیگرد قانونی دارد.

/ 37 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارام

كاش بودي ومي ديدي كه هرروز بي حضورت به يادمهرباني هايت به ياس هاواطلسي هاسلام ميكنم وساعت هابه جاده مسدودچشم مي دوزم تاتوبرگردي. اماتوهيچگاه كوچه هاي خيس وگنگ حضورت رابه ترنم صدايم مرورنخواهي كرد.

ارام

مي تراود مهتاب مي درخشد شبتاب نيست يکدم شکند خواب به چشم کس وليک غم اين خفته چند خواب در چشم ترم مي شکند. نگران با من استاده سحر صبح مي خواهد از من کز مبارک دم او آورم اين قوم به جان باخته را بلکه خبر در جگر ليکن خاري از ره اين سفرم مي شکند . نازک آراي تن ساق گلي که به جانش کشتم و به جان دادمش آب اي دريغا به برم مي شکند.

ارام

سلام پست جدید گذاشتم خوشحال میشم نظرتو بدونم[لبخند]

ارام

و برای تو ماندن... به پای تو بودن... و به عشق تو سوختن ! و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن ... ! ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست ... ! بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست ... ! چه زیباست بخاطر تو زیستن ... ثانیه ها را با تو نفس کشیدن ... زندگی را برای تو خواستن ... ! چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن ... ! بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی... ! چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و بوئیدنت ... ! برای با تو بودن و با تو ماندن ... برای با هم یکی شدن ... ! کاش به باور این همه صداقت و یکرنگی می رسیدی ! ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست ...!!!! و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد ... !

ارام

درب تقدير من اين پاييز سرد آفتاب عمر من در زير ابر من همان گنجشک محنت ديده ام کز تمام آشنايان بيوفائی ديده ام سقف من, اين آسمان آبی است فرش من هم اين زمين خاکی است بالش نرمم بجز سنگی نبود زندگی با ما سر ياری نبود بخت بد هر جا که رفتم جای گل خار تيزی دست من را زد خراش ای خدا نازک دل من را چرا با نگاه مست او دادی تراش تشنه بود, سيبی به روی شاخه ديد او کمان برداشت و من را نديد خواست سيب و از درختم برکند سنگ را زد بال من در هم کشيد خون گرمی لرزش تن را ربود سردی و آن رخوت من را زدود لحظه ای آن روز سرد از ياد رفت درد بال زخم, من را داد تفت زخم بود, اما يه زخم ديدنی درد بود, اما به تن پوشيدنی حال از آن اسطوره تير و کمان از همان درد به تن پر کرده جان تکه زخمی يادگاری مانده است او برايم شعر تلخی خوانده است

asheghe bi seda

عزیزم من منتظره پستهای جدیدمتها راستی اهنگ وبم چطوره؟

ارام

شب تار،تیرگی ،خاموشی سیاهی ،تنهایی قصه من ،من غمگین ،من تنها روزگارم تیره تر از هرشب تار هیچ تر از هیچ شده وتهی از خالی کوچه خلوت من خلوت تر زهرخندم ،زه هر زهر خندی زهر خند تر همه غم ها ،غصه ها تیرگی این شب تار ... برایم زیباست زیرا: ختم همه قافیه ها توهستی روزهایم شب،شبهایم تیره تر از هر شب تاریک وسیاه خاموشی درتمام لحظه هایم جاری ست ثانیه ،ثانیه عمرم از یاد تو لبریز قلبم از یاد تو،عشق تو هم طوفانی ست وای امشب چه شبی ست ؟! مهر خاموش تر از خاموشی بر لب من نیست هیچ شبی تلخ تر از امشب من این دگر انتهای خود پایان من است تخلی غصه دوری تو هم شیرین است آه افسوس چنین دل من غمگین است

ارام

صدایی بر نمی خیزد نگاهم روی ره مانده در این سکوت بی پایان وخلوت تنهایی وغربت تمام سال پاییز است ! وگاهی باد ... قدم بر روی برگی خشک صدای خش خشی دارد که افکار و سکوتم را مدام در هم می ریزد دوباره من نگاهم را ... به راه دوست می دوزم و... باز در من سکوت انتظار، خروشی می کند غران که درخلوت تنهایی دشتم آشوبی به پا خیزد

یاس

سلام خوبی؟ممنون که بهم سرزدی[گل] بـــاور کــن باور کن......! باور کن میشود گریه کرد بدون اینکه کسی بفهمد.......! میشود دل شکست بدون اینکه صدایی بیاید....! میشود خندید،وقتی در غمگین ترین لحظاتی.....! میشودگفت دوستت دارم،بدون اینکه سخنی بگویی....! میشود عاشق شد، حتی وقتی بچه ای بیش نیستی.....! و میشود فریاد زد.....! حتی وقتی سکوت کرده ای......! سـکـــوت