وقتی حتی خودم غریبه ام

گاهی حس میکنی حتی خودت هم بیگانه ای، در میان لحظه هایت مهمانی ناخوانده ای، گاه حس میکنی که بیگانه ای با اینکه حتی در درون خانه ای، راستی چه میشود که حس میکنی آواره ای، انگار بی مامن و آشیانه ای؟ این حس غریب هرلحظه ترا به خود میکشد، تا آن حد که صبرت به انتها میرسد، آن هنگام درمیابی که هنوز اندر خم یک کوچه ای، عمری در پی شیرینی تنها یک کلوچه ای، آن وقت که حس میکنی تقلایت بی فایده است، تمام تلاشت قطره ای آب در این بادیه است...

پیوست: گاهی میخواهم فقط فراموش کنم، خودم و هرآنچه در دلم هست خاموش کنم...

/ 8 نظر / 15 بازدید
نسرین

سلام فاطمه عزیز و دوست داشتنی سال نو مبارک امیدوارم در سال جدید روزهای شادی در انتظارت باشد[گل] گاهی من هم چنین حسی دارم دوست دارم خودم و خطاهایم و..را فراموش کنم. دوست دارم در زمان دیگری بودم....

دعوتی ازشمیم اسلام

سلامي به شريني فرارسيدن عيد نوروز.همراهمون باشيد بامسائلي پيرامون وضعيت اقتصادي ومشكلات روزبامطلبي تحت عنوان"بگومگوهاي اقتصادي"منتظرتون هستيم راستي خوشحال ميشيم توي نظرسنجي وبلاگ هم شركت كنيد.ياحق[گل][بدرود]

سوسن

باز کن پنجره‌ها را که نسيم روز ميلاد اقاقي ها را جشن مي گيرد و بهار روي هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فرياد زدند کوچه يکپارچه آواز شده است و درخت گيلاس هديه جشن اقاقي ها را گل به دامن کرده است باز کن پنجره‌ها را اي دوست هيچ يادت هست که زمين را عطشي وحشي سوخت؟ برگ ها پژمردند تشنگي با جگر خاک چه کرد؟ هيچ يادت هست؟ که توي تاريکي شب هاي بلند سيلي سرما با تاک چه کرد؟ با سر و سينه گل هاي سپيد نيمه شب، باد غضبناک چه کرد؟ هيچ يادت هست؟ حاليا معجزه باران را باور کن و سخاوت را در چشم چمن زار ببين و محبت را در روح نسيم که در اين کوچه تنگ با همين دست تهي روز ميلاد اقاقي ها را جشن مي گيرند خاک جان يافته است تو چرا سنگ شدي؟ تو چرا اين همه دلتنگ شدي ؟ باز کن پنجره را و بهاران را باور کن!

سوسن

امیدوارم با جمع کردن هفت سین نوروزی قرآنش نگهدارتان، آینه اش روشنایی زندگیتان سکه اش برکت عمرتان،سبزیش طراوت و شادابی دلتان ماهی اش شوق ادامه زندگیتان را به شما هدیه دهد سیزده بدر مبارک . . . .

رویا

به رسم دوستی ..... [گل][گل][گل]

sima

من یاد تو را تا کردم و لای آن کتاب حافظ روی طاقچه که تو به من هدیه کرده بودی پنهان کردم … آری خوب می دانم که دیگر نیستی ولی چه کنم که همه ی فال هایم تا ابد بوی تو را خواهند داد ؟!

شکوفه

آروز میکنم تو دل کوچیکت همیشه شادی مهمون باشه و جایی برای غم و دلتنگی نباشه.انشالله. [لبخند][گل][گل]