خلوتی بهر دلم

امشب دلم محرم راز میخواهد، گوشی از برای رازونیاز میخواهد، امشب دلم همراز میخواهد، نوازش و نجوای ساز میخواهد، امشب که دلم تنهاتر از همیشه است، کجاست آنکسی که بهر تنهایی ام در اندیشه است؟ امشب دلم تمنای حضور میکند، ستاره رویاها کی ظهور میکند؟ امشب دستانم گرمای یک همراه میخواهد، در این نیمه شب یک ماه میخواهد، امشب مبهوت گذشته ام، شک نکن از این رو اینقدر شکسته ام، امشب در خلوت خود هنوز شکر میکنم، لبان خسته ام را باز مهر میکنم، امشب آری ترا یاد میکنم، با لبانی بسته فریاد میکنم، امشب در سکوت بیداد میکنم، بادبادک آرزوهایم را دوباره بر باد میکنم، امشب مرا به حضورت شاد نمیکنی؟ تو نیز مرا لحظه ای یاد نمیکنی؟ امشب شاید که از نو به ما برسیم، در پرتو این ما به طلوع فردا برسیم...


غمی مبهم در سینه ام، تو نیستی و من در اندیشه ام

آه امشب زخمی تیشه ام، انگار گیاهی بی ریشه ام

من با غم دوستی دیرینه ام، به من مگو که در درد بی پیشینه ام

راست است گاه غرق کینه ام، اشکها جاریست از دیده ام

من چه روزها طعم تلخی را چشیده ام، اما به لمس عشق نیز بارها رسیده ام

من نیز چون تو وصف خوشبتختی را شنیده ام، برای داشتنش مرارتها کشیده ام

من به خوشبختی با تو رسیده ام، برای لحظه ای بودنت هرچه داشته ام بخشیده ام

***

پیوست: یارا نظری کن که محتاج محبتم، در خلوت شب با تو هم صحبتم....

 

/ 20 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هاله

سلام آجی جون خودممممممم، خوبی؟[ماچ][گل]

Rain boy

بعضی آدما مثل دیوار تازه رنگ شدن … نباید بهشون دست بزنی چه برسه بهشون تکیه بدی !

هاله

سلام آجی جونم، صبح قشنگت بخیر[بغل]

Rain boy

دلت تنگ که باشی ، تمام تلاشت را هم که بکنی تا خوش بگذرد ، و لحظه ای فراموشش کنی فایده ندارد تو دلت تنگ است... دلت برای همان یک نفر تنگ است... تا نیاید... تا نباشد... تو هنوز دلتنگی...

هاله

سلام سلام آجیم...آفرین[نیشخند][ماچ]

Rain boy

انتظار … شش حرف و چهار نقطه ، کلمه ی کوتاهیست ، اما سالها طول خواهد کشید تا بفهمی یعنی چه … کاش منتظرت نبودم ، کاش می شد گفت “یادت مرا فراموش"

رهگذر

تشکر که سرزدی نقد کن مرا تا بهتر شوم

رهگذر

سلام امید وارم حالتون خوب باشه اگر اشگال نداره ایراد های نوشته هام رو گوشزد کنید نقد کنید ممنون میشم . واگر مورد تکراری دیدید بگید یعنی جایی مشابه ش بوده قبلا ممنون میشم . دوات واژگون رو خصوصا

A.K

برای آمدنت بارها دعا کردم...