زلیخا

سالها زلیخا را عشق یوسف خار نمود، راه او را سوی پروردگار گشود

سالها زلیخا جز یوسف معبودی نداشت، حق اما عشق راستین را در دلش ودیعه گذاشت

سالها مصریان بر زلخیا طعنه زدند، به یک حرف و صد اشاره بر دیوانگی اش صحه زدند

سالها یوسف رنج زندان کشید، زلخیا در بند نبود و رنج هجران کشید

سالها زلخیا به انتظار نشست، روزها و شبها به تلخی به کامش گذشت

سالها گذشت و زلیخا در عشق دردانه شد، به لطف حق سزاوار عشق شاهانه شد...

/ 38 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Rain boy

هنوز دست هایم در دست های تو بود که باران بارید تو رفتی چتر بیاوری و من هنوز که هنوز است روی این نیمکت منتظرم...... که یا باران بند بیاید یا تو با چتر یا تو بی چتر فقط "برگردی"....

Rain boy

کم سرمایه ای نیست؛ داشتن آدمهایی که حالت رابپرسند! ولی از آن بهتر داشتن آدمهاییست که وقتی حالت را میپرسند؛ بتوانی بگویی: خوب نیستم…

Rain boy

روزی پروانه ای بر خلاف طبیعت عاشق پرستویی شد و گفت: دوستت دارم!!! پرستو سر تکان داد و گفت: زمان کوچ کردن است زمانی که بر گشتم میایم پیشت پرستو رفتو ندانست عمر پروانه فقط چند روز است

مرد تنهای شب

ممنون از حضورت دوست خوبم

سردار خیبر

چـرا زنــها بایــد پوششــان را بـر اســاس میــزان ایــمان مــردهـا تنـظیـم کــنند؟ چــرا بایــد آزادی زنــها گــرفـته شــود؟ وقــتی کـسی تشـنه اسـت مــروّت ایــجاب می کـند کـه جلــویش آب نــخوری. جـامـعه ی مــردان و زنــان هــم تشــنگی دارد. حــجاب ، بـحـثِ مــروّت اسـت. نــباید کـاری کــنیم که تشــنه ها اذیـت شــوند! اول بــحث مــروّت اســت ؛ بـعد بــحث ایــمان! پـوشـش بــرای اذیــت نــشدن تشــنه گان جـامـعه اسـت حلول ماه بندگی خداوند رو به شما تبریک عرض میکنم التـــــــــمـــــــاس دعـــــــــــا

سردار خیبر

سلام. آن روزها تو و همرزمان غیورت شهید شدید تا اسلام زنده بماند این روزها من و ما باید زنده بمانیم تا اسلام شهید نشود آن روزها سنگر تو ، در قلب جبهه های نبرد بود این روزها سنگر من، درس و دانشگاه و علم آموزی است برای پیشرفت وطنم آن روزها دشمن پشت مرزها بود و گهگاه حمله میکرد این روزها دشمن توسط رسانه هایش به حریم خانه ام وارد شده است آن روزها سلاح تو ، توپ ، تانک ، تفنگ و آر پی جی بود این روزها سلاح من، ایمان، اعتقاد، علم و فرهنگم است آن روزها با ایمان و توکل به خدا، جانت را در راه خدا و دفاع از کشورت هدیه دادی این روزها من مانده ام و دنیایی از شرمندگی ها در برابر رشادتهای تو و تمام مردان خدا.... التــماس دعا.

سردار خیبر

سلام. آن روزها تو و همرزمان غیورت شهید شدید تا اسلام زنده بماند این روزها من و ما باید زنده بمانیم تا اسلام شهید نشود آن روزها سنگر تو ، در قلب جبهه های نبرد بود این روزها سنگر من، درس و دانشگاه و علم آموزی است برای پیشرفت وطنم آن روزها دشمن پشت مرزها بود و گهگاه حمله میکرد این روزها دشمن توسط رسانه هایش به حریم خانه ام وارد شده است آن روزها سلاح تو ، توپ ، تانک ، تفنگ و آر پی جی بود این روزها سلاح من، ایمان، اعتقاد، علم و فرهنگم است آن روزها با ایمان و توکل به خدا، جانت را در راه خدا و دفاع از کشورت هدیه دادی این روزها من مانده ام و دنیایی از شرمندگی ها در برابر رشادتهای تو و تمام مردان خدا.... التــماس دعا

Rain boy

راه بدی را انتخاب کرده بودم برای نگه داشتنت …! صداقت ؛ مهربانی ؛ زیاد به “تو” توجه داشتن ؛ و خیلی حماقت های دیگر … این روزها ، هرچه خائن تر باشی ، دوست داشتنی تری …

Rain boy

قصه از آنجا شروع شد که ، آمدیم از ” عادت کردن ” فرار کنیم ، به ” فرار کردن ” عادت کردیم…!!!

Rain boy

ایـــלּ منصفآنهـ نیستــــ مــלּ پیر شــבه بـــآشم و تو בر خیــآلـــمــــ בرست مثـــل روزی کهـ ترکــــم کردیـــــ زیبـــآ و جواלּ همیـــלּ شــבه که هیـــچـــــ‏ کـــس بـــآور نمـــی کنــב معشــــوق مــלּ بوבه بـآشی