حسرت

 

حسرت من نوشیدن جرعه ای شراب بود؛ امنیت در هوای گنگ خواب بود

حسرت من شنیدن صدای پای آب بود؛ دیدن لبخند پرمهر شهاب بود

حسرت من پایان اضطراب بود؛ آرام گرفتن روحی در التهاب بود

حسرت من داشتن یک کتاب بود؛ کتابی که در آن خوشبختی فصلی نزدیک و ناب بود

حسرت من نجوای چشمانی بیخواب بود؛ چشمانی که گواه دلی در پیچ و تاب بود

حسرت من توقف روزهای پرشتاب بود؛ یک دم رهایی از نفسهای پراضطراب بود

حسرت من رسیدن به روزهای شاد و ناب بود؛ افسوس که آرزوهای قلبم خراب بود.

×××××

روزها یکی یکی شب شدند و انتظار تمام نشد؛ لبانم شیرین از این میوه های خام نشد؛ شاید این رسم زندگی است که همیشه چشمانت براه است؛ نفسهای خسته ات پر آه است.

پیوست: هرگونه استفاده و کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون اطلاع صاحب وبلاگ پیگرد قانونی دارد.

/ 89 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسرین

دنيا، درياست و ما دائم توي آن دست و پا مي‌زنيم. شنا بلد نيستيم. تازه اگر هم بلد باشيم با اين همه گوي سنگي و سربي كه به پا بسته‌ايم، كاري نمي‌توانيم بكنيم. هي فرو مي‌رويم و فرو مي‌رويم و فروتر. هر دلبستگي يك گوي است و ما هر روز دلبسته‌تر مي‌شويم. هر روز سنگين‌تر. هر روز پايين‌تر و اين پايين، تاريكي است و وحشت و بي‌هوايي، اما اگر هنوز هستيم و هنوز زنده‌ايم از بابت آن يك ذره هوايي است كه از بهشت در سينه‌مان جا مانده است. عرفان نظر آهاری

sogand

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم زردی خاطرات بد را به آتشو سرخی عشق را از آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم

حسین(نای نی)

جان من بنویس

سرنوشت

سلام آپم با موضوع سنگتراش منتظر حضور گرمت

مملی

_★★★★★_______★★★★_____ _____★★★★★★★____★★★★★★__ ___★★★★★★★★_★★★★★★★★★___ __★★★★★★★★★★★★★★★★★★★___ __★★★★★★★★★★★★★★★★★★★____ __★★★★★★★★★★★★★★★★★★★____ __★★★★★★★★★★★★★★★★★★★___ ___★★★★★★★★★★★★★★★★★★___ ____★★★★★★★★★★★★★★★★___ ______★★★★★★★★★★★★★★___ ________★★★★★★★★★★★★___ __________★★★★★★★★★_____ ___________★★★★★★★ ______ ___________★★★★★★ _______ ____________★★★★_______ ____________★★★_______ ___________★★________ __________★_________ _________★__________ ________★__________سلام گلم عیدت مبارک ________★__________ ________★_________ _________★__________روابط عمومی مملی اپه ___________★__________ _____________★_________ _______________★_________با یک طنز اجتماعی _________________★___

رضا

خدایا! به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بربی‌ثمری لحظه‌ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی‌اش سوگوار نباشم.. خدایا چنین زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم دانست… دکتر شریعتی

رضا

1.دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند. 2.خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم راتوانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن.

رضا

میخواهم بگویم ...... فقر همه جا سر میکشد ....... فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ...... فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست ....... فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ...... فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ...... فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند ..... فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود ..... فقر ، همه جا سر میکشد ........ فقر ، شب را " بی غذا " سر کردن نیست .. فقر ، روز را " بی اندیشه" سر کردن است

رضا

استادي درشروع کلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند: 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمي دانم دقيقا“ وزنش چقدر است. اما سوال من اين است: اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ شاگردان گفتند: هيچ اتفاقي نمي افتد. استاد پرسيد: خب ، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد؟ يکي از شاگردان گفت: دستتان کم کم درد ميگيرد. استاد گفت : حق با توست. حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟ شاگرد ديگري گفت: دستتان بي حس مي شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج مي شوند. و مطمئنا“ کارتان به بيمارستان خواهد کشيد و همه ی شاگردان خنديدند. استاد گفت: خيلي خوب است. ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييرکرده است؟ [گل]

sepi

man ye shero too profile facebookam copy kardam razi bashid dge khaheshan chon kheily ghashang bood