رهگذر کوچه های دلتنگی

لبخندهای بی دغدغه
نویسنده : یک رهگذر - ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٤ اسفند ،۱۳٩٢
 

لبخندهای بی دغدغه ام آرزوست، غم اما خیمه زده بر دلم چون عدوست

شراره لبخندهایم خاکستریست، دل رنجور و بیمارم دگربار بستریست

به هر نگاه جویای لحظه ای آرامشم، که من چون غریقی با صدایی رو به کاهشم

به هر عبور تو گویی غرق فرسایشم، که بدانی و ندانی بی آلایشم

وصول رویاهایم امری محال شده است، دگر بار دلم در پی اندکی مجال شده است

که تا عمر هست امیدم به اوست، همان خدایی که سالهاست نگاهم بدوست...