رهگذر کوچه های دلتنگی

نیاز
نویسنده : یک رهگذر - ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ،۱۳٩٢
 

گاهی وقتها دلت میخواد یکی باشه وقتی ناامید ناامید شدی دستتو بگیره توی دستای گرمش و بگه نگران نباش، گاهی وقتها دلت میخواد وقتی اشک توی قاب چشمات خونه کرد یکی سرتو بچسبونه به سینش و محکم فشارت بده بخودش، گاهی وقتها نیازی نیست حرف بزنه همین که باشه همین که توی چشمات نگاه کنه قلبت آروم میشه، گاهی وقتها اما هرچی منتظر بشی باز هم کسی نیست، گاهی وقتها انتظار آوار میشه روی قلب سنگینت و اون وقته که دوباره بارون میاد...

گاه تمام آرزوهایت بخار میشود، دوباره قلب سردت بیقرار میشود

گاه چشمانت از اشک تار میشود، تمام تصاویر در نگاهت در غبار میشود

گاه یک شب هزار میشود، دوباره سهمت انتظار میشود

پیوست: قلب پریشانم محرم راز میخواهد، دوباره گوشی بهر راز و نیاز میخواهد....