رهگذر کوچه های دلتنگی

رسم زمانه
نویسنده : یک رهگذر - ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ،۱۳٩٠
 

این داغ دلی غمگین است؛ آوای نفسهایی سنگین است

باز خالی چشم از اشک رنگین است؛ سختی رنج دلم شیرین است

دل اما اسیر روزگاری پرکین است؛‌ شاید این حقیقت یک دین است

آری این رسم زمانه ای بددین است؛ باز اوج پرواز دعا، پای یک پرچین است

دل اما در حسرت یک همدین است؛ افسوس نگاهم اسیر این زمانه چرکین است

خاک زاین نزول پیش حق شرمگین است؛ خود داند که دگر دور زآفریدگار برین است

آری مرگ نجوای دلم مکتب این آیین است؛ زین پس لبانم با سکوت آذین است.

×××××

پیوست:این رسم زندگی است که غریق لحظه های غم شوی، گاه در سکوت غرق ماتم شوی، این رسم زندگی است که برویا بروی، در خیال به آغوش گرم دریا بخزی، این رسم زندگی است که لبریز آواز شوی، درسکوت شب ناله پرداز شوی، این رسم زندگی است که غرق عشق شوی، در خاطرات تنها سایه ای بی نقش شوی، عشق اما ...

عشق یعنی سادگی؛ آغاز شور و دلدادگی

عشق یعنی مردانگی؛ کوهی از آزادگی

عشق یعنی افتادگی؛ رسمی از فرزانگی

عشق یعنی آمادگی؛ جان فدایی، هرنفس مستانگی.

هرگونه استفاده و کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون اطلاع صاحب وبلاگ پیگرد قانونی دارد.