رهگذر کوچه های دلتنگی

شب هایی که بی تو رنگ می بازند
نویسنده : یک رهگذر - ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ مهر ،۱۳٩٠
 

 

همیشه شب پر از نگاه میشوم؛ در آسمان در جستجوی ماه میشوم

همیشه شب پر از آه میشوم؛ گاه در حسرت دیدن پگاه میشوم

همیشه شب بیخواب میشوم؛ تشنه نوشیدن شراب میشوم

همیشه شب پرالتهاب میشوم؛ در انتظار رویت شهاب میشوم

همیشه شب از تو سرشار میشوم؛ برای دیدنت بیقرار میشوم

همیشه شب چشم انتظار میشوم؛ با خاطراتت از نو همجوار میشوم

همیشه شب چون هزار میشوم؛ با بوسه گل غرق خار میشوم

همیشه شب عاشقی بیقرار میشوم؛ در حسرت دیدن یک سوار میشوم.

××××

پیوست: میگویند شب آرام میکند؛ ترا رها از اوهام میکند؛ اما شبهای من تارتر از همیشه است؛ وقتی که نامت تنها فکر در اندیشه است.

میبینی شب هایم بی تو طولانی است؛ ساحل در آغوش دریایی طوفانی است

میبینی بی تو روزهایم بی معناست؛ تمام شبهایم بی رویاست

میبینی لحظه ها در راهند؛‌ لب های خاموش پرآهند

میبینی قلبم از تو لبریز است؛ نفسهایم با عشقت درگیر است.

هرگونه استفاده و کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون اطلاع صاحب وبلاگ پیگرد قانونی دارد.