رهگذر کوچه های دلتنگی

شبی از هزار شب
نویسنده : یک رهگذر - ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸٩
 

 

شبی از هزار شب ترا جسته ام؛ امشب دیگر عشق را من کشته ام

شبی ترا در خیال کشیده ام؛ بجز سکوت از لبان بسته ات نشنیده ام

شبی ترا در خواب صدا کرده ام؛ از قهرت باز به خود جفا کرده ام

شبی ترا در زیر باران یاد کرده ام؛ نامت را با نگاه داغ فریاد کرده ام

شبی ترا در سپیده گم کرده ام؛ دوباره خیال چشم نابت را در خم کرده ام

شبی را با تو به صبح رسانده ام؛ بعد از آن دیگر هیچ در خاطرت نمانده ام

شبی ترا در آیینه چشمانم دیده ام؛ از تصویر خود بعد از آن هربار به تو رسیده ام

شبی ترا در بحر غم دیده ام؛ زهر نگاهت را آن شب بر جان چشیده ام

شبی ترا شاید از نو بنگرم؛ از این زمین خاکی این بار پای برکنم.

هرگونه استفاده و کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون اطلاع صاحب وبلاگ پیگرد قانونی دارد.