رهگذر کوچه های دلتنگی

شب است
نویسنده : یک رهگذر - ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ دی ،۱۳۸٩
 

 

شب است ببین چگونه چشمانم بر راه است؛‌ ببین چگونه صدایم پر آه است

شب است ببین چگونه تنها میشوم؛ دوباره از زندگی جدا میشوم

شب است ببین چگونه به هیچ رسیده ام؛ دوباره از نو تصویر ترا در خیال کشیده ام

شب است ببین چگونه دستانم لرزان است؛ دوباره لبخند از لبانم گریزان است

شب است ببین چقدر ترا من کم دارم؛ دوباره انگار در این عالم باز هم غم دارم

شب است پس چرا ترا نمی یابم؛ شاید از آن رو است که این چنین بی تابم

شب است دوباره نفسهایم بی قرار است؛ شاید از نو نگاهم در انتظار است.

هرگونه استفاده و کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون اطلاع صاحب وبلاگ پیگرد قانونی دارد.