رهگذر کوچه های دلتنگی

نوای عاشقی
نویسنده : یک رهگذر - ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸٩
 

 

 

نینوا آمد ولی من گم شده ام؛ راهی یک دشت از لاله های غم شدم

نینوا آمد ولی من مانده ام؛ در میان راه زپا افتاده ام

نینوا آمد دوباره کربلا است؛ این صدا ناله ی غریب نینوا است

نینوا آمد باز شهر سیاه بر تن شده است، دسته ها راهی هر کوی و برزن شده است

نینوا آمد این نسیم عاشقی است، این حدیث قصه دلدادگی است

نینوا آمد شبهای غم روشن شده است؛ حق اسیر نیزه های دشمن شده است

نینوا آمد شاید که ما بینا شویم؛ شاید رها از بند این دنیا شویم.

هرگونه استفاده و کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون اطلاع صاحب وبلاگ پیگرد قانونی دارد.

 


 
 
شروع دوباره
نویسنده : یک رهگذر - ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ آذر ،۱۳۸٩
 

 

 

 

بیا فراموش کنیم و دوباره برگردیم، بیا خلوت زندگی را با ندای هم پر کنیم، فقط من باشم و تو، اینبار عشق را در لمس لحظه های زندگی باور کنیم، بیا باور کنیم که هستیم حتی اگر غمها نخواهند که باشیم، بیا باور کنیم که دوباره میتوان شروع کرد، اینبار به نام پرواز شروع کنیم و به بی انتها برسیم، شاید حتی بینهایت را فتح کنیم، بیا دوباره شروع کنیم، دوباره و هرباره با نوای زندگی بوزیم و در خروش زندگی یکی شویم.

 هرگونه استفاده و کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون اطلاع صاحب وبلاگ پیگرد قانونی دارد.


 
 
قصه ما
نویسنده : یک رهگذر - ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ آذر ،۱۳۸٩
 

 

 

 

بگذار از نو شروع کنیم، قصه ما مرگ بی پایان رویاهای دورهنگام نبود، قصه ما سکوت خلوت شبهای سرد تنهایی نبود، قصه ما افسانه نبود، قصه ما تکرار سادگی روزهای احساس است، بگذاریم احساس از نو قد بکشد، بگذار از نو شروع کنیم، بیا زیر باران قد بکشیم، بیا در هوای هم تازه شویم، من از آیینه چشمان تو فردا را خواهم خواند تو از آیینه چشمانم خودت را میبینی؟

هرگونه استفاده و کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون اطلاع صاحب وبلاگ پیگرد قانونی دارد.